گزارش لحظه به لحظه
محمد پسریم الان در یک حرکت خودشو به دمر خوابوند و شروع به حرکت کرد و با کمی تقلا یه ذره جلو رفت.الان گریه افتاد دیگه.دارم بغلش می کنم..... الان تو بغلم داره باهام حرف می زنه و به مانیتور نگاه می کنه.پستونک طهورا افتاده.دارم دهانش می ذارم.....محمد لخت تو بغلم داره شیطونی می کنه.ساکته و به دستام نگاه می کنه که می نویسم.طهورا چشم باز کرد....سلام.سلام به عسلام.دوتایی در حال تقلا.بک آرامش قبل طوفان.یک سلام می گم محمد کلی ریسه میره و صدای هه هه.اوه اوه و ووو رو در میاره که زمان شادی میگه.گذاشتمش پایین.دوباره داره تقلا می کنه دمر بیافته.هی الکی ذوق می کنه و جیغ می کشه.طهورا دوباره داره می خوابه.خوابش تکمیل نشده هنوز.طهورام گریه افتاد.فعلا"
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


گزارش لحظه به لحظه
